ميرزا حسين خان مبصر السلطنه

72

مراسلات طهران ( فارسى )

چرچيل صاحب گفته بودند : « از قرارى كه شنيده‌ام گمرك كاشان هميشه دو هزار سه هزار تومان كسر مىآورده است . ميرزا حسين خان تا به حال اقساط خود را رسانيده است يا خير ؟ » فرموده بودند : « بلى رسانيده است . من هم از او خيلى خشنودم و خشنودتر خواهم شد اگر دلو را هم خوب از آب بيرون آورد . » صاحب معزى اليه اظهار مىكند : « جناب مستطاب عالى مىدانيد كه ماها در كاشان راه و رابطه به هيچ‌وجه نداريم و نقطهء اهمّى كه مصالح دولتى يا شخصى در آن‌جا منظور باشد نيست و اگر از بابت ميرزا حسين خان عرض كنم ، به عرض من بر خاطر جناب‌عالى معلوم و مشهود خواهد بود . اين شخص از دوستان شخصى من است و كمال ديانت و راستى و كفايت و درستى را دارا بوده ، مىترسم جناب‌عالى او را هم در مرتبهء ساير مأمورين و خدمت‌گزاران خودمان تصوّر فرماييد . اگرچه همين نظر شما و انتخاب مشار اليه ، خود اعظم دليلى است كه قدر او را مىدانيد ، ولى نمىدانم سال آتيه را باز در كاشان به ايشان مأموريّت مىدهيد يا كار ديگر براى او در نظر داريد . » فرموده بودند : « حال بر من لازم [ است ] كه كمال محبّت را با او داشته باشم . خودش اگر مايل باشد ، در سنهء آتيه گمرك كاشان را به او خواهم داد و محض دوستى با شما هم خلعت خوبى براى او مىفرستم . » صاحب پرسيده بودند : « اين مراتب محبّت جناب‌عالى را براى دل‌گرمى و اميدوارى او خبر بدهم و تفصيل را به او بنويسم يا خير ؟ » فرموده بودند : « البتّه خبر بدهيد كه مستحضر بوده باشد . » اين بود مراتب مذاكرات مزبوره كه اطّلاعا عرض شد . دىشب در خانهء ارباب بوديم . جمع كثيرى هم آن‌جا بودند . ازجمله سركار هادى خان و محمّد على خان و حسين قلى خان و ابو الخير ميرزا . از سركار هادى خان شكايت كردم كه :